محمد رضا واليزاده معجزى
786
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
از رفتار آنها نبود . بالاخره ويلسن در عمل وارد منطقه آنها شده و مىبايست رضايت سران قوم را جلب كند و لذا برحسب قرار قبلى در اوايل شب عده زيادى از رؤسا و خوانين بالاگريوه به عنوان نمايندگان كل طوايف نزد ويلسن آمدند اين اشخاص همه از كسانى بودند كه با ويلسن سابقه دوستى داشتند . آنها از ويلسن تقاضا كردند تا موقع كوچ كردن طوايف كه پانزده روز ديگر است ، دست از كار نگهدارد . پذيرفتن اين تقاضا براى ويلسن مقدور نبود زيرا او مسئوليت مهمى را به عهده گرفته بود و مىخواست هرچه زودتر آن را تمام كند ؛ زيرا اوضاع عالم در آن اوقات خوب نبود و مقدمات جنگ اول جهانى در شرف تكوين بود و انگلستان مىخواست اين راه در ايران احداث گردد كه خود به منزلهء يك شريان حياتى براى آنان بود . وقتى كه اين تقاضا قبول نشد اصرار كردند كه صحبتها و مذاكرات آنان بدون حضور و شركت ميرزا على اكبر خان ( معروف به بانك ) انجام پذيرد و ويلسن فقط شخص خودش با آنان صحبت كند . ويلسن در جواب آنها گفت من مىبايست زودتر از اينجا بروم . ميرزا على اكبر خان ، وزير و معاون و محرم اسرار من است و در كارها صاحب صلاحيت و اختيار مىباشد و در غياب من مراجعات با او خواهد بود . در 12 اكتبر 1913 مجددا خوانين مزبور نزد ويلسن آمده بهطور دستهجمعى درخواست كردند كه راهآهن از خاك آنها عبور كند نه از راه وادى كاشغر كه يك بيابان غيرمسكون است زيرا راهآهن به نفع آنهاست و موجب ترقى و آبادى محل آنان خواهد شد . ويلسن توسط ميرزا على اكبر خان به آنها پيغام داد كه فعلا ما فقط مساحى و نقشهبردارى مىكنيم وقتى كه بنا شد عمليات را شروع نمايند آنوقت فرصت خواهد بود كه در اين مورد مذاكره و گفتگو نمايند ويلسن مىنويسد : وضعيت من در لرستان و همچنين وضعيت انگليس بهطور عموم بىنهايت صدمه ديده است هر جا شايع شده كه ايجاد ژاندارمرى از طرف ما بوده و از طرف انگليس و روس هم حمايت مىشود . ويلسن در اينجا مىنويسد من سوءظن دارم كه دولت ايران در تهران از اين طرز سياست دولتين روس و انگليس ناراضى باشد « 1 » و بعد صريحا عقيده سابق و لاحق خود را در اين مورد
--> ( 1 ) . اصل : نيست .